جک های توپ واسه خنده
نوشته شده توسط : مهردادصفریان

با یه کیلیپس داشتم حرف میزدم بعد نیم ساعت فهمیدم یه دختر زیرش قایم شده

+++

اعتراف می کنم با رفیقم وایستاده بودیم سر خیابون یکی رد شد به دوستم سلام داد
گفتم : این اسکول مشنگ کی بود ؟
گفت : دامادومونه !!!

+++

عاغا همممممه دور هم نشسته بودیم پسرخالم موبایلش زنگ خورد، یه خورده سرخ و سفید شد تابلو بود مخاطب خاصشه! همه سکوووووووووووووت!

حالا پسرخالم :بله؟ سلام، ممنون شما؟ نخیر اشتباه گرفتین من خودم ده دقیقه دیگه بهتون زنگ می زنم!!!!

+++

وقتي بچه بوديم زنگ يه خونه رو که ميزديم در نميرفتيم،
واميستاديم تا صاحبخونه در رو باز کنه

بعد قدم زنان از جلوش رد ميشديم!

اونم محاسبه ميکرد با خودش ميگفت : کسي که زنگ رو زده الان رسيده سر کوچه پس اينا نيستن!!

از همون طفوليت علم فيزيکمون خوب بود :|

+++

امروز به خاطر من بین دو نفر دعوا شد، هر دوتاشون میخواستن منو داشته باشن :|
اصن اشک تو چشمام جمع شده بود که میتونم واس کسی مهم باشم...
.
.
.
.
.
.
.
.





:: بازدید از این مطلب : 208
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : چهار شنبه 17 مهر 1392 | نظرات ()
مطالب مرتبط با این پست
لیست
می توانید دیدگاه خود را بنویسید


نام
آدرس ایمیل
وب سایت/بلاگ
:) :( ;) :D
;)) :X :? :P
:* =(( :O };-
:B /:) =DD :S
-) :-(( :-| :-))
نظر خصوصی

 کد را وارد نمایید:

آپلود عکس دلخواه: